این روزا
سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۱۷ ق.ظ
همیشه عادت دارم همه کارامو میزارم برا دقیقه نود واینجوری میشه ونمیدونم کدومو انجام بدم.
خیلی دلم میخواست برم کربلا حیلی ولی امسالم نشد داداشم اینا دیشب از مرز رد شدن صبح با دیدن اس مسش فک کردم مسخره میکنه چندباری رو به گوشیش زنگ زدم خاموش بود حداپشتو پناهشون انشالله سلامت برگردن
خواهرم همیشه اربعین آش نذری داره همه وسایل روخرید وگذاشته اینجا باید اشش درست کنیم اخر هفته مامان وقت دکتر داره بایدببرمش حدا کنه داروهاش گیرم بیاد چندتاقطره هم بایدبخرم که اونم اعصاب حوردی داره.. باید مدرکمو بگیرم یه کارایی شده که اگه جور بشه حتما اینجا مینویسم.
خیلی وقته که اینجاییم باید زودی کارامونو جم وجور کنیم برگردیم
خداکنه اون چیزی که انتظارشو میکشم پیش بیاد.
- ۹۴/۰۹/۱۰
- ۳۴۰ نمایش
قبول باشه :)
یعنی آدم ندیدم دقیقه نودی تر از خودم :|
میدونی چقد کار دارم ک عین خیالم نیس؟ :(
از الان نگران دکتر و دارو ها نباش بچه ؛ دهــــــههههه!!!